نمایشنامه نویسی یکی از زیباترین و قدیمیترین هنرهای داستانگویی است که تأثیر عمیقی بر تئاتر و هنرهای نمایشی داشته است. نوشتن نمایشنامه به شما این امکان را میدهد که داستانهایی زنده خلق کنید که مستقیماً با احساسات و تخیل مخاطبان ارتباط برقرار میکنند. در این نوشتار از راوی، همه چیز از اصول اولیه نمایشنامه نویسی تا تکنیکهای پیشرفته را خواهید آموخت تا بتوانید ایدههای خود را به صحنه بیاورید و به یک نمایشنامهنویس موفق تبدیل شوید.
نمایشنامه نویسی هنر خلق متون نمایشی است که برای اجرا روی صحنه نوشته میشوند. این متنها نه تنها شامل دیالوگهای شخصیتها، بلکه شامل صحنهآرایی، دستورالعملهای حرکتی و حتی حالات احساسی شخصیتها هستند.
این هنر از دوران یونان باستان تا امروز یکی از ارکان اصلی هنرهای نمایشی بوده است. آثار برجستهای از نمایشنامهنویسانی همچون شکسپیر، سوفوکل و مولیر همچنان الهامبخش نویسندگان مدرن هستند و نشان میدهند که چگونه این هنر در طول زمان تکامل یافته است.
نمایشنامه یا درام (Drama)، شکل بسیار جذاب از بروز و ظهور انسانی است که به طرز ماهرانهای روایتها را از طریق اجراهای قدرتمند به هم وصل کرده و احساسات و افکار عمیق بیشماری را به ذهن متبادر میکند.
نمایشنامه یک نقطه اتصال خیالی را تشکیل میدهد که در آن هنر کلام نوشتاری به طور هماهنگ با هنر پویای تجسم فیزیکی در هم آمیخته میشود و به داستانهایی که در صحنههای تئاتر و یا پردهی سینما اجرا میشود، زندگی میبخشد. اما در واقع نمایشنامه چیست و از کجا می آید و چه چیزی یک داستان را نمایشی یا دراماتیک میکند؟ بیایید ابتدا تعریف روشنی از نمایشنامه یا درام ارائه کنیم تا بفهمیم دقیقاً چه چیزی این شکل قدرتمند از هنر را تشکیل میدهد.
نمایشنامه یک ژانر ادبی جذاب است که از طریق اجرا، زنده میشود. ریشه درام به واژه یونانی Dran «دران» به معنای «انجام دادن» یا «عمل کردن» بازمیگردد که طیف گستردهای از کارهای هنری را در بر میگیرد.
نمایشنامه به پیچیدگیهای احساسات انسانی میپردازد و زندگی شخصیتها را در شبکهای از کشمکشها و راهحلها در هم میآمیزد. درام از طریق روایات متقاعدکننده و تصویرهای زنده، نه تنها سرگرمکننده است، بلکه تفکر عمیق و احساسات درونی انسان را نیز تحریک میکند.
درام یک پلتفرم منحصر به فرد برای کاوش شرایط مختلف انسانی و روشن کردن جنبههای مختلف تجربهی انسانی ارائه میدهد. چه روی صحنه و چه روی پرده، قدرت نمایشنامه در توانایی آن در انتقال تماشاگران به دنیاهای مختلف نهفته است و به آنها اجازه میدهد تا شاهد پیروزیها، تراژدیها و پیچیدگیهای زندگی در مقابل چشمانشان باشند.
تاریخچه نمایشنامه را از زوایای مختلفی میتوان مورد بررسی قرار داد:
تاریخ نمایش با تارهای بسیاری از تمدنها، فرهنگها و دورههای زمانی بافته شده است. سیر تکاملی آن سفری جذاب است که مسیر پیشرفت اجتماعی بشر را دنبال میکند.
نمایش، تاریخچهی جذاب و متنوعی دارد که میتوان آن را در تمدنهای باستانی جهان جستجو کرد. درام یونانی که یکی از قدیمیترین اشکال درام به حساب میآید، بهعنوان رسانهای قدرتمند در آمیخته با مراسم مذهبی ظهور کرد و مخاطبان را با مضامین اسطورهای و اخلاقی خود مجذوب خود کرد.
با گذشت زمان، این هنر باستانی تکامل یافت و سنتهای تئاتری را به وجود آورد که همچنان با شکلدهی و الهامبخشی به اجراهای معاصر ادامه میدهد. از آمفیتئاترهای بزرگ یونان باستان تا صحنههای مدرن امروزی، درام از زمان فراتر رفته و اثری ماندگار بر تجربهی بشری بر جای گذاشته است.
در طول قرنها، نمایشنامه از مرزها فراتر رفته و فرهنگها و قارههای گوناگون را فرا گرفته است. هر منطقه تفسیر متمایز و جذاب خود را از این هنر جاودانه ارائه میدهد.
چه تراژدیهای باشکوه یونان باستان، چه تئاتر نو (Noh) در ژاپن، چه تولیدات پرجنبوجوش و پرانرژی برادوی (Broadway)، زبان جهانی درام به تکامل خود ادامه میدهد و مخاطبان را در سراسر جهان مجذوب خود میکند و مردم را از طریق قدرت داستانسرایی به هم متصل میسازد.
در دوران رنسانس، جهش قابل توجهی در قلمرو درام رخ داد. نمایشنامه نویسانی مانند ویلیام شکسپیر (William Shakespeare) و کریستوفر مارلو (Christopher Marlowe) به صحنه آمدند. آنها کمکهای بسیار زیادی کردند که برای همیشه این ژانر را شکل و ارتقا داد. آثار آنها با زبان شیوا، طرحهای پیچیده و کاوش عمیق عواطف انسانی، مخاطبان را مجذوب خود میکرد.
آنها از طریق داستانسرایی استادانهی خود، تماشاگران را به دنیایی آشنا و خیالی برده و اثری ماندگار در تاریخ تئاتر به جای گذاشتند. به لطف درخشش هنری و نبوغ خلاق این نمایشنامه نویسان مشهور، رنسانس به عصر طلایی درام تبدیل شد.
در طول قرون ۱۹ و ۲۰، درام با حرکتهای هنری تأثیرگذاری که به دنبال کشف ماهیت تغییرات اجتماعی و کاوش در اعماق روانشناسی انسان بودند، دستخوش تحولی جذاب شد.
ظهور رئالیسم، با تأکید بر تصویر کردن زندگی آنگونه که واقعاً هست، تضاد آشکاری با قلمرو خیالی سوررئالیسم ایجاد کرد، که ناخودآگاه را بررسی میکرد و مفاهیم متعارف واقعیت را به چالش میکشید. این حرکات نمایشی، به شیوههای متمایز خود، مرزهای بیان نمایشی را جابجا کردند و اثری ماندگار در چشمانداز هنری زمان خود بر جای گذاشتند.
بررسی دلایل اهمیت نمایشنامه از ابعاد مختلف:
قدرت جان بخشیدن به کلام نوشته شده به شیوهای جذاب و قدرتمند، در قلب نمایشنامه نهفته است. از طریق تجسم فیزیکی، شخصیتها چیزی بیش از کلمات صرف در یک صفحه میشوند. از بیان گرفته تا ژست و لباس، بازیگران، ظرافت و عمقی را به شخصیتهای خود میآورند که اغلب تنها از طریق اجرا قابل انتقال است.
بازیگران از طریق حالات چهره میتوانند طیف وسیعی از احساسات را از شادی تا غم، خشم تا عشق منتقل کنند. حرکات ظریف ابروها، حلقه شدن لبها یا برق چشمها میتواند حرفهای زیادی بزند و بین تماشاچی و شخصیت ارتباط ایجاد کند.
ژستهای فیزیکی میتوانند معنا و نیت را بیان کنند. یک حرکت ساده دست، یک خیز یا یک انگشت اشاره میتواند پیامی را منتقل کند، بر یک نقطه تأکید کند یا خصوصیات اخلاقی یک شخصیت را آشکار کند. از حرکات بزرگ تا ظریف، ژستها لایهی دیگری از ارتباط را به اجرا اضافه میکنند.
انتخاب لباس میتواند بلافاصله مخاطب را به یک دورهی زمانی یا یک محیط خاص منتقل کند. میتواند وضعیت، خصوصیات اخلاقی شخصیت یا حتی خواستههای پنهان یک شخصیت را منعکس کند.
رنگها، پارچهها و سبک لباسها، داستانگویی بصری را تقویت میکنند و نشانههایی دربارهی شخصیتها و دنیایی که در آن زندگی میکنند ارائه میدهند.
برای کاوش در دنیای جذاب درام، شناخت اشکال متنوع آن ضروری است. ژانر درام انواع مختلفی دارد که هر کدام تکنیکهای داستانسرایی و جستجوهای موضوعی منحصر به فرد خود را دارند. انواع مختلف نمایشنامه عبارتند از:
تراژدی، مرگ قهرمان داستان را به نمایش میگذارد و احساسات قوی ترحم و ترس را برمیانگیزد. یکی از نمونههای قابل توجه، هملت شکسپیر است که در آن تلاش قهرمان تراژیک برای انتقام، به مجموعهای از حوادث غمانگیز منجر میشود. در بسیاری از موارد، یک اتفاق غمانگیز به مرگ قهرمان داستان منجر میشود.
کمدی، طرح های شاد با خروجی طنز ارائه میدهد. هدف آن سرگرم کردن و ایجاد شادی برای مخاطب است. یک نمونه کلاسیک از کمدی، «اهمیت جدی بودن» اثر اسکار وایلد (Oscar Wilde) است، نمایشنامهای شوخآمیز و طنز که هویتهای اشتباه و قراردادهای اجتماعی را بررسی میکند.
بسیاری تعجب میکنند که تفاوت درام با ملودرام چیست و چه چیزی هر کدام را متمایز میکند. ملودرام، شخصیتها و احساسات را اغراق میکند و موقعیتهای شدید و دراماتیک ایجاد میکند. اغلب شامل حرکات اغراقآمیز و گفتگوهای پرشور است.
یک نمونه ملودراماتیک معروف، اثر «بر باد رفته» (Gone with the Wind) است؛ یک مجموعه حماسی گسترده در طول جنگ داخلی آمریکا؛ مملو از عشق، خیانت و فداکاری.
لودگی برای ایجاد خنده بر شوخطبعی و موقعیتهای مضحک متکی است. اغلب شامل هویتهای اشتباه، سوء تفاهمها و اتفاقات آشفته است. یکی از لودگیهای معروف «صداهای خاموش» اثر مایکل فرین (Michael Frayn) است؛ نمایشنامهای که به طرز خندهداری، لودگیهای پشت صحنهی یک گروه تئاتر ناکارآمد را به تصویر میکشد.
درامهای تاریخی وقایع گذشته را به تصویر میکشند و لحظات مهمی از تاریخ را روی صحنه زنده میکنند. به عنوان مثال میتوان به اثر همیلتون از لین-مانوئل میراندا (Lin-Manuel Miranda) اشاره کرد که داستان الکساندر همیلتون و تأسیس ایالات متحده را از طریق ترکیبی از هیپ هاپ (hip-hop)، آر اند بی (R&B) و تئاتر موزیکال سنتی بیان میکند.
درامهای موزیکال از آواز و رقص برای تقویت تجربه داستانسرایی استفاده میکنند. آنها موسیقی، اشعار و رقص را برای انتقال احساسات و پیشبرد طرح، ترکیب میکنند. یکی از درامهای موزیکال نمادین، «شبح اپرا» اثر اندرو لوید وبر (Andrew Lloyd Webber) است که داستان عاشقانهای است که در تالار اپرای پاریس اتفاق میافتد.
چهار عنصر اصلی نمایشنامه نویسی عبارتند از:
طرح یا ساختار داستان یکی از بخشهای مهم نمایشنامه است. یک داستان موفق باید آغاز، میانه و پایانی قوی داشته باشد یعنی ساختار سهپردهای که در آن:
شخصیتهای جذاب و باورپذیر قلب هر نمایشنامهای هستند.
دیالوگهای یک نمایشنامه باید هم طبیعی و هم تأثیرگذار باشند.
صحنهآرایی بخش مهمی از خلق فضای نمایشنامه است.
اولین قدم الهام گرفتن است. یکی از اولین گامها در نوشتن یک نمایشنامه، یافتن الهام و ایده اصلی است. این ایده میتواند از منابع مختلفی بیاید:
راهکار: همیشه یک دفترچه یادداشت همراه خود داشته باشید و ایدهها، دیالوگها یا صحنههای ناگهانی که به ذهنتان میرسد را ثبت کنید
ایجاد پیشفرض داستانی (Premise)قدم بعدی شماست. پیشفرض داستانی، ایدهی مرکزی نمایشنامه است که تمام بخشهای دیگر حول آن شکل میگیرد. این پیشفرض معمولاً یک چالش یا مسئلهی محوری است که شخصیتهای داستان باید با آن مواجه شوند.
برای مثال: چه اتفاقی میافتد اگر دو دشمن قدیمی مجبور شوند با هم کار کنند تا جان خود را نجات دهند؟
توسعه طرح کلی نمایشنامه کار بعدی شماست. داشتن یک طرح کلی یا اسکلت داستانی میتواند از گم شدن در فرایند نوشتن جلوگیری کند. یک نمونه طرح کلی ساده برای یک نمایشنامه میتواند به این شکل باشد:
بلوک نویسندگی: که یعنی هنگامی که ذهن شما خالی از ایده به نظر میرسد:
توازن دیالوگ و عمل: یکی از اشتباهات رایج نویسندگان، تمرکز بیش از حد بر دیالوگ یا عمل است. بهترین نمایشنامهها ترکیبی از این دو هستند:
پذیرش انتقاد: انتقاد بخشی طبیعی از فرایند خلاقیت است.
در حالی که نمایشنامه و فیلمنامه هر دو به داستانپردازی کمک میکنند، تفاوتهای عمدهای میان آنها وجود دارد:
طول نمایشنامه بستگی به نوع و ژانر آن دارد: